یا ایها العزیز مسّنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعةٍ مزجاةٍ فاوفِ لنا الکیل و تصدق علینا اِنّ الله یجزی المتصدّقین
در ابتدا فرا رسیدن نیمه ی شعبان ، ولادت حضرت ولی عصر(عج) را تبریک می گویم . این روز ها همه جا صحبت از مهدویت هست .اما اگر با من هم نظر باشید ، شاید به این نیاز باشد که در افکار خود ، حلقه ها و جلسات بحث ، یک بازبینی و آسیب شناسی انجام دهیم .
هر فرهنگ و معرفتی آفت هایی دارد که آن را از رسیدن به اهداف خود باز می دارند. متاسفانه امروزه موارد زیادی از این آفت ها را در فرهنگ مهدویت شاهد هستیم. البته هر کدام، را ههای مقابله ای هم دارند که به آنها اشاره می شود.
1) برداشت های غلط از مفهوم (انتظار) :
این برداشتها سه گونه تفکر را سب می شوند :
الف) گروهی بر اساس بعضی احادیث ، اعتقاد دارند که باید برای ترویج فساد تلاش کرد.*این اندیشه بسیار نادرست ، درمقابل دیدگاه صریح قرآن و اهل بیت یعنی (امر به معروف و نهی از منکر) قرار دارد .*
ب) گروهی دیگر به استناد روایاتی می گویند که هر قیامی پیش از قیام امام عصر (عج) باطل هست ؛ و با این صحبت انقلاب اسلامی را زیر سوال می برند !*انقلاب اسلامی برای اصلاح امور و در جهت قیام جهانی آنحضرت است.*
پ) برخی گمان می کنند ،پس از ظهور ، توسط امام زمان (عج) دریایی از خون راه می افتد .*امام عصر (عج) مظهر رحمت هستند. ایشان ابتدا همگی را با مهربانی دعوت و با کسانی که سرسختانه مقاومت می کنند ، با شمشیر عدالت برخورد می کنند.*
2) استعجال ظهور : افرادی عجول وجود دارند که به خاطر کم ظرفیتی و ضعف نفس از امام عصر (عج) شکایت میکنند. *منتظر واقعی برای ظهور دعا می کند اما عجله و شکایت نمی کند و دارای صبرو شکیبایی است و روحیه واقعی انتظار دارد.*
3) تعیین زمان ظهور : افرادی به دنبال این کار هستند که مهم ترین اثر آن ، احساس نا امیدی در منتظران پس از به وقوع نپیوستن آن هست .
4) تطبیق علائم ظهور با مصادیق خاص : افرادی علائم ظهور را با شخصیت ها ،مناطق و شهرها و ... مطابقت می دهند که این ضربه بزرگی به عقاید پاک مردم می زنند .
5) طرح مباحث غیر ضروری : پرداختن به مباحثی مثل سلاح امام زمان(عج) در عصر ظهور ، ازدواج و فرزندان حضرت و محل زندگی و ... که هدف اصلی یعنی جلب رضایت امام(عج) را مخدوش می کند .
اما شاید اصلی ترین نکته دربحث ها و حلقه ها اینجاست که گفتگو بر سروظایف منتظران و راههای رسیدن به خشنودی حضرت و رفع شبهات دینی و مهدویت ، جای خود را به بحث های جذاب و سینمایی علائم ظهور داده است .
این ها گوشه ای از آفت ها و آسیب هایی هست که امروزه عقاید مردم را مورد هدف قرار داده اند . همچنین در مقابل تلاش های بی وقفه ی دشمنان به هیچ وجه قابل مقایسه نیست .
_انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا_
منبع : کتاب (نگین آفرینش)
بعد از جلسه ای که با بچه های انجمنی و آقای رضاخواه در باره ی آمریکا شناسی داشتیم ، به چند مورد از مهمترین باورهای مردم امریکا که محققان با مطالعه در باره ی آمریکا به این نتایج رسیده اند فکر می کردم .
آمریکاییها ادعا دارند ، تافته ی جدا بافته هستند . ادعای بهترین سیستم قضایی و ... را دارند آنها می گویند که پیوریتن (پاک و اصیل)هستند. مردم امریکا کشور خود را سرزمین آرزوها و سرمایه داری می دانند. که به نظر این امپراطوریشان را از اعتقاد به این باور ها دارند.
در همین حال این سوال به نظرم رسید که چه تفاوت هایی بین ایرانی ها و آمریکاییها هست ؟
فکرم به این سوال مشغول بود که با پدرم در میان گذاشتم .او در مورد توجه خداوند و رسولش در مورد ایرانیان گفت و گفت : طبق حدیثی خداوند بزرگ در آیه ی 54 سوره ی مائده سفارش هایی به نسل سلمان (ایرانیان) داشته است.
بار اولی بود که شنیدم ایرانی ها در میان آیات قرآن کریم جایی دارند .همچنین در موارد زیادی پیامبر اکرم (ص) در فرموده های خود ویژگی های ایرانیان را معرفی کرده اند.آیا اینها هویت نیست؟؟!
مسلما با کمی فکر میتوان به این رسید که ادعا های توخالی هویتی آمریکایی ها که چیزی جز خرافه نیستند (که البته به انها اعتقاد کامل دارند) در مقابل باور های فراموش شده ی ایرانیها به حساب نمی آیند.
اینجاست که به جواب می رسیم ؛ یعنی : مشکل اصلی ، عدم خود باوری و اعتقاد به هویت های ارزشمندی است که اسلام عزیز به ما داده است . هویت هایی که ما را از همه ملت ها متمایز می کند . آیا باز هم باید بگوییم آمریکا تافته ی جدابافته و ... است یا جمهوری اسلامی ایران ؟!
و باید به آن دسته کوچک از ایرانی های کم اطلاع بگوییم ، به جای اینکه از قدرت و فناوری و تکنولوژی و ... آنها دم بزنند و انها را توی سر ما بکوبند ؛ بروند و در باره ی هویت خود تحقیق کنند و با توجه بیشتر به المان های هویتی خودمان با الگوبرداری از آمریکاییها یی که کمی آنها را شناختیم به فکر ساختن ایران باشند. و باید همیشه به این بیاندیشیم که :
فـــــــردا از آن ماست ...
| دست از طلب ندارم تا کام من برآید | یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید | |
| بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر | کز آتش درونم دود از کفن برآید | |
| بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران | بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید | |
| جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش | نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید | |
| از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم | خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید | |
| گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان | هر جا که نام حافظ در انجمن برآید |
با سلام
قبل از هر چیز ؛ معذرت می خواهم بخاطر تاخیر .
یکی از فیلم هایی که اخیراً اکران آن جنجالی بود یعنی فیلم 2012 با حرف و سخن زیادی روبرو شد . یادداشت زیر ، بخش هایی از این فیلم را مورد بررسی قرار می دهد .
اول خط
کسانی که این فیلم را دیده باشند به بی نقص بودن جلوه های ویژه ی این فیلم اعتراف می کنند ؛ در بعضی نشریات و سایت ها با اشکال گرفتن از طرح داستان ، دیالوگ ها و شخصیت پردازی ، این فیلم را مورد تمسخر قرار داده اند و آنچنان کاری در مورد تحلیل دقیق این فیلم صورت نگرفته .
در صورتی که در "2012" نکات بسیار قابل تاملی دیده می شود که با مشورت و کمک گرفتن از فکر دوستان و چند سایت و نشریه ی حرفه ای سینمایی به گوشه ای از آنها اشاره میکنم .
بگو هدایت واقعی هدایت خداست
(یادداشتی درباره جنگ نرم)

- درباره این موضوع که چه چیز هایی باعث شده تا غرب متوجه ایران باشد و آن را دشمن سیاست های خارجی خود بداند؟صحبت هایی انجام می شود ؛ اما خلاصه ترین جواب و البته لطیف ترین و کاملترین جواب را قرآن کریم به ما می دهد . در سوره بقره آیه 120 این کتاب به حق برای زندگی آمده است :
( هرگز یهود و نصاری از تو راضی نمی شوند ( تا اینکه بطور کامل تسلیم خواسته های آنها شوی و آیین گرانبهای خود را رها کنی ) و آیین (تحریف یافته ) آنان را پیروی کنی )
در این آیه شریفه خداوند کلید را به ما معرفی می کند ؛ تا در مقابل هوا و هوس ها و خواسته های دشمن مقابله کنیم . که در غیر اینصورت از آنان خواهیم شد .
- اما قصه به همین جا ختم نمی شود و این جنگ اقسام دیگری هم دارد . یعنی نباید این اشتباه را بکنیم که تنها غرب مدرن بر ضد ارزش های اسلامی و غنی ایران ، سینه سپر کرده است . شاید خیلی از اهل هنر و فرهنگ ما ، در همین ایران خودمان ، خواسته یا ناخواسته فرهنگ اسلامی و ایرانی ما را به دست خود ضایع می کنند و با آثار و اعمال خود بلایی چندین برابر نرم تر از جنگ غرب بر جوانان این وطن می آورند . برای مثال ، نمی دانم شما متوجه شده اید یا نه . اما در همین تلویزیون ملی مان ؛ یک بازیگر معروف که الان دلقک بازیهایش بر سر زبانها است ( که تنها تاثیر گذاری این فرد بر جامعه است ) در گوشه ای از دیالوگ خود ؛ به سال 2012 میلادی اشاره می کند و می گوید :( 2 سال دیگر دنیا تمام می شود ) ولی بالاتر و دردناکتر این است که هیچ واکنشی از هیچ جایی نسبت به این صحبت نشد .
![]()
نتیجه اینکه ما دانش آموزان انجمنی همراه با نقد و تحلیل تکنیک های غرب و بررسی سبک زندگی آنها باید درباره ی ایران خودمان و اتفاقاتی که در آن می افتد هم آگاه باشیم.
چون اگر ما نسبت به این قضایایی که اتفاقا بسیار در اطرافمان روی می دهد ، تحلیل و راهبرد عملی نداشته باشیم و برای مقابله با آن برنامه ای نداشته باشیم ، طبق آیه شریفه قرآن کریم یعنی به آیین دشمن در آییم ، بعد از آنکه راه راست را دانستیم و آگاه شدیم ، دیگر نباید انتظار یاری از سوی خداوند رحمان را داشته باشیم . که این عین واقعیت است .
- اما در پایان باید بگویم اینها نظرات فردی کم اطلاع است که مجال اظهار نظر پیدا کرده و اگر اشکال یا تناقضی با نظرات شما داشت (که حتما دارد ) در حوزه مسئولیت جنابعالی است تا او را از نظرات خود بهره مند سازید .
( همراه با دعا برای ظهور آن منجی که جانهایمان همگی به فدایش باد )

جلال آل قلم
(یادداشتی در مورد جلال آل احمد و کتاب مدیر مدرسه)

- با سلام ؛ همه می دانیم شخصیت جلال آل احمد که حضرت آقا از او با نام جلال آل قلم یادمی کنند ، نیازی به معرفی ندارد . اما بهترین شاخصه های آثار گرانبهای او روشنگری شرایط جامعه آن روزگار ایران و بیدار ساختن مردم است . و همین باعث شده که نام او بعد از سالها هنوز در محافل ادبی و فرهنگی بر سر زبانها باشد و او را به یکی از بزرگترین پرچمداران ادب ایران تبدیل کند .
- جلال ؛ با روحیه ی آزاد و منتقدی که دارد ظلم و ستم بر مردم را طاقت نمی آورد و در کتاب مدیر مدرسه همانند کتابهای دیگرش البته با شدت بیشتری ، شرایط زمان خود را ازقبیل اقشار مختلف جامعه ، محاسن و معایب آنان ، شغلهای مختلف و وضع دولت و اداره ها و سازمان ها را به شکل جذابی با استفاده از ترفند هایی مختلف زیر ذره بین قرارمی دهد .
- شاید سودمندترین فایده مطالعه این کتاب برای بچه انجمنی ها که تاثیرگذاران امروز و فردا هستند (که تاثیر گذاری بدون تحلیل درست امکان پذیر نیست ) ؛ ارائه نوعی نقد و تحلیل است ، تا خوانندگان را با چگونگی تحلیل شرایط جامعه و ارائه راهکارهای عملی آشنا سازد .
